تبلیغات
(عکس & مکث)

(عکس & مکث)
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت..(دکتر علی شریعتی)  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
به نظر شما برای بهترشدن وبلاگ در کدام بخش بیشتر مطلب قراردهم؟









چت باکس


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com




دلـم نـه عـشق میـخواهد ، نـه دروغــهای قـشنگ ، نـه ادعـاهای بـزرگ ، نـه بـزرگهای پـر ادعــا ...!

دلـم یـک فنـجان قــهوه داغ میــخواهد ویــک "دوســــت" ، کـه بـشود بـا او حـرف زد و بـعد 

*** پشیـــمان *** 

نـشد ...!!

همین




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



طبقه بندی: اندکی تامل، 
[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 04:07 ق.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]



زندگی به من آموخت

همیشه منتظر حمله ی احتمالیه کسی باشم که؛
 
به او محبت فراوان کرده ام ...!



طبقه بندی: اندکی تامل، 
[ چهارشنبه 18 بهمن 1391 ] [ 03:06 ق.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]





پاییز سرد



درختان دلم را گرم کردند



زرد ـ قرمز ـ نارنجی



زمستان است



تو...


میتوانی دلم را گرم کنی؟



درختان فقط پاییز را دوام آوردند ......


[ چهارشنبه 18 بهمن 1391 ] [ 02:56 ق.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]

                                        تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق،

 امام صادق-ع  تبریك وتهنیت باد .

[ سه شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 12:55 ق.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]






هاردی : فردا دم آفتاب اعداممون می کنن.

لورل : کاش فردا هوا ابری باشه!



طبقه بندی: اندکی تامل، 
[ دوشنبه 9 بهمن 1391 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]

ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻱ ﺑﮕﻮ:

ﺑﻲ ﻛﺲ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻛﺴﻲ ﺭﻭ ﺑﻲ ﻛﺲ ﻧﻜﺮﺩ
ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻛﺴﻲ ﺭﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺬﺍﺷﺖ
ﺩﻝ ﺷﻜﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﻝ ﻛﺴﻲ ﺭﻭ ﻧﺸﻜﺴﺖ.



طبقه بندی: اندکی تامل، 
[ یکشنبه 8 بهمن 1391 ] [ 03:59 ق.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]




زشت است اینکه گیر سر از چین بیاوریم
کبریت‌های بی‌خطر از چین بیاوریم

آورده‌ایم هر چه شما فکر می‌کنید
چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هر چند توی کشور ایران زیاد هست
ما می‌رویم گور خر از چین بیاوریم

آورده‌ایم ما نمک از ساحل غنا
پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می‌زنند و عسل هم نمی‌دهند
زنبورهای کارگر از چین بیاوریم؟

خواننده‌ها چه قدر زمخت‌اند و بدصدا
من هم موافقم قمر از چین بیاوریم


حالا که خوشگلان همه رقاص گشته‌اند
پس واجب‌ است شافنر از چین بیاوریم

خشکیده است، پس بدهیمش به روسیه
دریای خوشگل خزر از چین بیاوریم

تا آن که جمعیت دو برابر شود سریع
باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بُزان پای کوفتن
ما می‌رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند
باید گدا و در به در از چین بیاوریم

گویند سر عشق مگویید و مشنوید
ما می‌رویم لال و کر از چین بیاوریم

made in china



طبقه بندی: سرگرمی، 
[ جمعه 8 دی 1391 ] [ 04:01 ق.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]


 ترا می خواهم و دانم كه هرگز

به كام دل در آغوشت نگیرم

توئی آن آسمان صاف و روشن

من این كنج قفس، مرغی اسیرم

 

ز پشت میله های سرد و تیره

نگاه حسرتم حیران برویت

در این فكرم كه دستی پیش آید

و من ناگه گشایم پر بسویت

 

در این فكرم كه در یك لحظه غفلت

از این زندان خامش پر بگیرم

به چشم مرد زندانبان بخندم

كنارت زندگی از سر بگیرم

 

در این فكرم من و دانم كه هرگز

مرا یارای رفتن زین قفس نیست

اگر هم مرد زندانبان بخواهد

دگر از بهر پروازم نفس نیست

 

ز پشت میله ها، هر صبح روشن

نگاه كودكی خندد برویم

چو من سر می كنم آواز شادی

لبش با بوسه می آید بسویم

 

اگر ای آسمان خواهم كه یكروز

از این زندان خامش پر بگیرم

به چشم كودك گریان چه گویم

ز من بگذر، كه من مرغی اسیرم

 

من آن شمعم كه با سوز دل خویش

فروزان می كنم ویرانه ای را

اگر خواهم كه خاموشی گزینم

پریشان می كنم كاشانه ای را


((فروغ فرخزاد))




طبقه بندی: عشق،  جالب، 
[ سه شنبه 12 مهر 1390 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com




شبی غمگین شبی بارانی وسرد


مرا در غربت فردا رها کرد... 


دلم در حسرت دیدار او ماند


مرا چشم انتظار کوچه ها کرد


به من می گفت تنهایی غریب است


ببین که غربتش با من چه ها کرد


تمام هستی ام بود وندانست


که در قلبم چه آشوبی بپا کرد



او هرگز شکستم را ندانست

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد...





طبقه بندی: اندکی تنفس، 
[ دوشنبه 14 شهریور 1390 ] [ 04:53 ب.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]

ای امید، ای اختر شب های من!
نغمه ات افسرد بر لبهای من.
شمع من آغاز خاموشی گرفت،
عشق من گرد فراموشی گرفت.

در نگاهم شعله های شوق مرد،
در درونم آتش پنهان فسرد.

غنچه ی شاداب من بی رنگ شد،
گوهر نایاب من چون سنگ شد.

روزگاری بود و روزم سر رسید؛
روزها بگذشت و شامم در رسید.

کس چه می داند شبم چون می رود،
از دو چشمم جویی از خون می رود.

دوستان! فریاد من فریاد نیست؛
غیر آهی از دل ناشاد نیست.

تا ز یاران بی وفایی دیده ام،
جسم و جان را در جدایی دیده ام.

آشنایان آشنایی شان کجاست؟
همدمان از هم جدایی شان چراست؟

عشق را وقف هوس ها ساختند،
گاه ِ سختی دوستی نشناختند.

ای امید، ای اختر شب های من!
نغمه ات افسرد بر لب های من.

ای امید، از نو شبم را روز کن؛
روز کن وان روز را پیروز کن!

راحتی ده این روان خسته را،
گرم کن این پیکر یخ بسته را.

همچو مهتاب از دل شامم درآ،
ورنه می میرم درین ظلمت سرا.

وه! که دیگر نغمه هایم زنده نیست؛
از من اینسان نغمه ها زیبنده نیست.

چون مُرکب رنگ زن بر خامه ام؛
اندک اندک جلوه کن در نامه ام.

باز در گوشم نواها ساز کن،
این چنین با من سخن آغاز کن:

کان دلت از دشنه های درد، ریش!
بی محابا می خوری از خون خویش.

گر دو تن پیمان خود بگسسته اند
دیگران پیمانه را نشکسته اند

گر دو تن آلوده دامان زیستند
دیگران آلوده دامان نیستند.

باوفا یاران فراوانند باز
همچو مَه پاکیزه دامانند باز

مهربانان مهربانی می کنند
گاه ِ سختی سخت جانی می کنند.
ای امید، ای اختر شام دراز!
گر نسازم من، تو با دردم بساز.
ای امید، ای گلشنم را آفتاب..
رخ متاب از من- خدا را- رخ متاب!
ای امید، ای جان من قربان تو،
بعد ازین دست من و دامان تو...



طبقه بندی: عشق،  اندکی تامل، 
[ دوشنبه 31 مرداد 1390 ] [ 04:29 ب.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]

تصورش را کرده اید که اگر زمین به جای یک کره، سیاره ای به شکل مکعب بود چه رخ می داد؟ پاسخ این سوال در پی ادعای اخترشناسی سوئیسی مبنی بر کشف سیاره ای مکعبی شکل توسط اخترشناسان متعددی تشریح شده است.

 

 در سال ۱۸۸۴، اخترشناسی سوئیسی به نام "آرند" با ادعای موضوعی شگفت انگیز جنجالهای بسیاری را به وجود آورد، وی اعلام کرد در پس مدار نپتون موفق به کشف سیاره ای شده که مکعبی شکل است.

 

واضح است که حتی در سال ۱۸۸۴ نیز همه می دانستند که این خبر، خبری پوچ و بی معنی است. "تئودور ونکرک" فیزیکدانی است که برای اولین بار احتمال وجود سیاره مکعب شکل را رد کرد و با ارائه توضیحاتی کاملا علمی این ادعا را به سخنانی بی ارزش و پوچ تبدیل کرد.

 

تمام دلایلی که به غیر ممکن بودن وجود یک سیاره مکعب باز می گردد، با گرانش در ارتباط است. در سیاره کروی زمین، نیروی گرانش به صورت یکنواخت زمینیان را به سوی مرکز جرم سیاره می کشد، از این رو انسانها بر روی یک منطقه مسطح می توانند صاف بایستند.

 

"کارن مسترز" کیهان شناس معاصر نیز موضوع سیاره های مکعبی را موضوعی بسیار جالب می داند، وی با توضیح ویژگی های فیزیکی چنین سیاره ای می گوید تمامی 6 وجه این سیاره می توانند منجر به نوسانات شدید آب و هوایی شوند، تمامی آب را در مرکز سیاره متمرکز می شود و هیچ یک از وجه ها از آب و هوای استوایی و قطبی برخوردار نخواهند بود. همچنین گوشه های تیز چنین سیاره از میان اتمسفرش بیرون خواهد زد.

 

بر اساس گزارش دیسکاوری، در صورتی که اتمسفر سیاره زمین کروی شکل در ارتفاع هزار کیلومتری از سطح آن در نظر گرفته شود، در حالی که شعاع آن 6 هزار و 400 کیلومتر است، کل فضای موجود از مرکز سیاره تا بالای اتمسفر هفت هزار و 400 کیلومتر خواهد بود. در این شرایط مکعبی به حجمی برابر سیاره کروی از وجهی 10 هزار کیلومتری برخوردار خواهد بود که در این صورت گوشه های آن قطها از اتمسفر بیرون خواهند زد.

 

اما در مقابل یک سیاره فرضی مکعبی از ۶ وجه برخوردار است که در برابر مرکز هر یک از این وجه ها تنها نیروی گرانش به سمت بالا و پایین وارد می شود. به این شکل زمانی که فردی به لبه های این وجه ها نزدیکتر شود، صاف ایستادن برای او دشوار خواهد شد زیرا کشش گرانشی فرد را به سوی مرکز جرم این مکعب بزرگ خواهد کشید که این مرکز نیز مستقیما در زیر پاهای فرد قرار نگرفته است.




طبقه بندی: اندکی تنوع،  جالب،  دانستنیها،  علمی، 
[ دوشنبه 31 مرداد 1390 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]



جام جم آنلاین: پزشک ها به دختری نوجوان هشدار داده اند تا هرگز موهای خود را شانه نزند، زیرا این کار می تواند منجر به مرگ او شود.

به گزارش مهر، «مگان استوارت» نوجوانی است که علاوه بر ممنوعیت شانه زدن موهایش، اجازه پوشیدن لباس های پلی استری و لمس کردن بادکنک در مهمانی ها را نیز ندارد زیرا کوچکترین میزان الکتریسیته ساکنی که به بدن وی وارد شود می تواند مغزش را از کار بیاندازد.

این دختر 13 ساله به بیماری بسیار نادری مبتلا است که به «سندروم مو شانه زدن» شهرت دارد. مگان تنها می تواند در زیر جریان آب موهای خود را شانه بزند تا کوچکترین احتمال ایجاد الکتریسیته ساکن توسط شانه از بین برود.

بیماری مگان در سال 2008 خود را نمایان کرد، زمانی که مادرش او را برای رفتن به مدرسه آماده می کرد. حین شانه زدن موهای مگان او ناگهان به کف اتاق افتاد و لبهایش به کبودی گرایید. پزشکان می گویند تنها یک نفر دیگر در جهان به این بیماری مبتلا است.

درباره دلایل ابتلا به این بیماری اطلاعات بسیار کمی در دسترس است اما پزشکان معتقدند ممکن است بیماری از عوارض پس از متولد شدن باشد زیرا مادر مگان به نوعی تشنج ناشی از استرس زایمان مبتلا بوده است و پزشکان باور دارند این نوع تشنج می تواند در ابتلای مگان به این بیماری عجیب نقش داشته باشد.



طبقه بندی: اندکی تنوع،  دانستنیها،  پژوهشی،  علمی، 
[ دوشنبه 31 مرداد 1390 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]





مارها قورباغه ها را میخوردند و قورباغه ها غمگین بودند. قورباغه ها
به لک لک ها شکایت کردند ، لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند ، لک لک ها گرسنه ماندند و شروع به خوردن قورباغه ها کردند!
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند ، عده ای از آنها با لک لک ها کنار آمدند و عده ای دیگر خواستار بازگشت مارها شدند ، مارها بازگشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند.
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خوردن به دنیا می آیند.

تنها یک مسئله برای آنها حل نشده باقی مانده است: اینکه نمیدانند توسط دوستانشان خورده میشوند یا دشمنانشان؟




طبقه بندی: جالب،  سرگرمی، 
[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]




به زمین می زنی و می شكنی

عاقبت شیشه امیدی را

سخت مغروری و می سازی سرد

در دلی، آتش جاویدی را

دیدمت، وای چه دیداری وای

این چه دیدار دلازاری بود

بی گمان برده ای از یاد آن عهد

كه مرا با تو سر و كاری بود

 

 دیدمت، وای چه دیداری وای

نه نگاهی، نه لب پرنوشی

نه شرار نفس پر هوسی

نه فشار بدن و آغوشی

 

این چه عشقی است كه در دل دارم

می گریزی ز من و در طلبت

من از این عشق چه حاصل دارم

باز هم كوشش باطل دارم

 

 باز لب های عطش كرده من

لب سوزان ترا می جوید

می تپد قلبم و با هر تپشی

قصه عشق ترا می گوید

 

 بخت اگر از تو جدایم كرده

می گشایم گره از بخت، چه باك

ترسم این عشق سرانجام مرا

بكشد تا به سرپرده خاك

 

 خلوت خالی و خاموش مرا

تو پر از خاطره كردی، ای مرد

شعر من شعله احساس منست

تو مرا شاعره كردی، ای مرد

 

 آتش عشق به چشمت یكدم

جلوه ئی كرد و سرابی گردید

تا مرا واله و بی سامان دید

نقش افتاده بر آبی گردید

 

 در دلم آرزوئی بود كه مرد

لب جانبخش ترا بوسیدن

بوسه جان داد بروی لب من

دیدمت، لیك دریغ از دیدن

 

 سینه ای، تا كه بر آن سر بنهم

دامنی تا كه بر آن ریزم اشك

آه، ای آنكه غم عشقت نیست

می برم بر تو و بر قلبت رشك

  

به زمین می زنی و می شكنی

عاقبت شیشه امیدی را

سخت مغروری و می سازی سرد

در دل، آتش جاویدی را

 




طبقه بندی: عشق،  اندکی تامل، 
[ چهارشنبه 26 مرداد 1390 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ تینا نیکی ]






مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

حسین پناهی



طبقه بندی: عشق،  اندکی تامل، 
[ چهارشنبه 26 مرداد 1390 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

از اینکه از وبلاگم دیدن میکنید بسیار ممنونم .امیدوارم این وبلاگ ارزش وقت گذاشتن شما را داشته باشه...
لطفا نظر فراموش نشود....
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
این صفحه را به اشتراک بگذارید




ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ



Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

كد موسیقی برای وبلاگ

لینک باکس