تبلیغات
(عکس & مکث)

(عکس & مکث)
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت..(دکتر علی شریعتی)  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
به نظر شما برای بهترشدن وبلاگ در کدام بخش بیشتر مطلب قراردهم؟









چت باکس


http://up.iranblog.com/3/1258454819.jpg

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب

دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت

عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه.»

پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.

پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.

زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم.

نمی خواهم دیر شود!

پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.

پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد!

حتی مرا هم نمی شناسد!

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز

صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...!




طبقه بندی: عشق، 
[ دوشنبه 2 اسفند 1389 ] [ 01:37 ق.ظ ] [ سیدمحسن منزوی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از اینکه از وبلاگم دیدن میکنید بسیار ممنونم .امیدوارم این وبلاگ ارزش وقت گذاشتن شما را داشته باشه...
لطفا نظر فراموش نشود....
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
این صفحه را به اشتراک بگذارید




ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ



Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

كد موسیقی برای وبلاگ

لینک باکس